به یاد بابک - 8 مارچ 2014 - 17 اسفند 92

- شما آشنای ما هستی؟

+ بله

- آشنای کی هستین؟

+ ن س ی م

- اسمتون چیه؟

+ ب ا ب ک

- چند سالتون بود فوت شدین؟

+ 31

- چه سالی فوت شدین؟

+ 92

- بابک جان الان خوبی؟

+ بله

- دیگه درد نداری؟

+ خیر

- اونجا آرومی؟

+ بله

- اونجا چه رنگیه؟

+ ب ن ف ش

- چی میخوای بگی؟

+ و ص ا ل د و س ت

- کسی که پیشته رو دوست داری؟

+ بله

- باباجون پبشته خوشحالی؟

+ بله

- سرت دیگه درد نمیکنه؟

+ خیر

- چیزی میخوای من به مامانت بگم؟

+ ا س ب ا ب ک ش ی

- اسباب کشی کنن؟

+ بله

- کجا؟ چطوری؟

+ ک ا ن ا د ا 

- از کانادا بیان؟

+ بله

- کجا بیان؟

+ ا ی ر ا ن

- برگردن ایران؟

+ بله

- چیز دیگه ای میخوای بگی؟

+ ج ا

- جاشونو عوض کنن؟

+ بله

**************************************************

همیشه تو یادمون میمونی بابک. میدونم که الان آرومی و شاد. پیش باباجون بمون، ما هم زود میایم پیشتون.




سر خونه ی دلم ، لونه ی غمم ، یاد او نشسته
یاد تِسمه و تفنگ ، قِطار فشنگ ، مادیون خسته
سر سنگ چشمه ها ، توی دره ها جاده های باریک
در اون شب های بارون ، چیک چیک نودون ، کوچه های تاریک

لا لای لای ،آخ لا لای لای
بخواب نقل و نمکدون ، بخواب غنچه ی زمستون
الان پشت شیشه ها ، روی چینه ها ، گربه هه بیداره
صدای چرخای گاری ، پای فراری ، پشت اون دیواره
لا لای لای ، لالای لای
بابات گرم شیکاره ، برات سوغاتی میاره
کره اسب زین طلا ، عروس صحرا ، پری بیابون
یال خونی شیرا ، روی شونه هاش ، افتاده پریشون

لا لای لای گل انار ،مونده یادگار
از بابای پیرت
که یک شو به کوه و دشت ، رفت و برنگشت
منو کرد اسیرت
براش مهتاب ایوون ، کبک کوهستون
گریه کردن از غم
رو طاق چکمه و شمشیر ، زین اسب پیر ،وای
مونده غرق ماتم

لالای لای ،لالای لای
بخواب شاخه ی نیلوفر ، بخواب ناز دل مادر
براش دستمال سفید ، از سرِ دَستا ، پرگرفت و رقصید
آبِ زیر پل نالید ، شب پره نخوابید ، سرنَزَد خورشید
لالای لای ،آخ لالای لای
بابات گرم شیکاره ، برات سوغاتی میاره
کره اسب زین طلا ، عروس صحرا 
پری بیابون
یال خونی شیرا ، روی شونه هاش 
افتاده پریشون
لالای لای ،آخ لالای لای

بابات گرم شیکاره ، برات سوغاتی میاره


 

/ 0 نظر / 13 بازدید